موج و مهتاب

 

 

غروب از راه می آید و موج آهسته آهسته؛

تنش را پاک می شوید و با ساحل حدیث عشق را خود باز می گوید؛

حدیث دلبرانیهای محبوب فریبا را؛

حدیث عشق آن معشوق زیبا را؛

و مهتاب دلبر و افسونگر زیبا به راه موج می آید...

و از خود نور می ریزد....

و عریان در کنار موج می خوابد...

و موج از بوسه لبهای ساحل تا گوشماهیهای زیبایش....

برای ماهتاب افسانه می گوید؛

شبی دریا خروشان بود و موج از درد می نالید؛

و مهتابش به زیر ابر پنهان بودریال

به جای بوسه بر لبهای ساحل مشت می کوبید؛

دلش می خواست دریا را به هم ریزد؛

به بال ماهیان راه سفر گیرد؛

ز مهتابش خبر گیرد؛

به روی پای بر می خواست...

خروشان ناله ها می کرد و عشقش را صدا می کرد...

ولی درهای قصر آسمان را ابرها بستند؛

و دیگر هیچ راهی نیست...

و آن موجی که هر شب ز مهتاب کام می گیرد...

کجا آرام می گیرد!!!!

تو مهتاب منی من موج بی تابم...

که بی تو نیست آرامم...

تو را گم کرده ام!!!!

تنها و سرگردان به دنبال تو می گردم؛

ولی درهای قصر عشق را بستند و دیگر هیچ راهی نیست!!!!

/ 9 نظر / 17 بازدید
یوسف

آ پت خیلی زیبا بود لذت بردم

یوسف

آپت خیلی زیبا بود. موفق باشی[گل]

مجتبی

چقدر این پست تون به دلم نشست....[رویا] زیبا بود انصافا[دست][گل]

م.ح

راهي هست،عشقي هست،صدايي هست جزر و مد نور ماه از پشت ابر هم هست وليكن درد بايد باشدت اي موج نه اين حسي كه ميبيني همان دردي كه مريم را كند مادر،براي همچو عيسايي همان دردي كه ساحر را كند مؤمن،براي همچو موسايي بيا و درد را مهمان شو تا عشقت شود جانان در آن هنگام عشق ماه را معناي ديگر هست كه قلبت مي شود دريا،و ماه من ميان قلب تو آرام مي گيرد

مجتبی

خیلی زیبا بود انصافا...[دست][گل]

عبرات

در مجلس مظلوميّت مردِ غريب بنگر که دلم ميان غمخانه گم است اين ناله ز ماتمِ امامِ هادي ست معصوم دوازدهم امامِ دهم است شهادت جانسوز امام هادي(ع) تسليت باد...

مهرشاد

سلام ممنون از حضورت"مطالبتو خوندم عالی بود امیدوارم همیشه موفق وشاد وپراحساس باشی بازم پیشم بیاعزیز[گل][فرشته][قلب][تایید]

اعظم سبحانی

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده

گل آبی

خیلی قشنگ بود.....خیلیییییی