خالی از گفته

امشب خیلی دلم می خواست بنویسم....

اما انقدر موارد متضاد در ذهنمه که نتونستم جمع و جورش کنم!

شاید یه مدت مطالبی با عنوان "دوستی بهم گفت بذارم" و در آن هر روز یکی از جمله های متعددی که هر روز میشنویم یا برامون میفرستند رو انتخاب کنم و در موردش بنویسم.

دوستان گلم اگه در این مورد نظری دارید.. خوشحال میشم بدونم.

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آتی

سلاممممم دوستی گلی است مثل نیلوفر و نازساقه ترد ظریفی دارد.[گل]

خاطره

برای نوشتن فقط باید کوچه های ذهن را آزاد کرد از آنچهکه ما واژه می نامیمم دوست گرامی ذهن هنر مند شما با این همه توانایی و ظرافت که تو وبلاگتون موج میزنه حتما احساس زیبایی پشتش داره پس اجازه بدید که احساس با این ذهن خلاق بهترین ها رو براتون بوجود بیارن باز هم به من سر بزنید خوشحال میشم دوست گرامی

ابراهیم

جملات منو به اسم خودم چاپ میکنی! چیز به سرباز و سربسته جماعت نیمیگی! بعد... بعد دیگه مجازی هر کاری دوست داری انجام بدی!![نیشخند]

ابراهیم

جملات منو به اسم خودم چاپ میکنی! چیز به سرباز و سربسته جماعت نیمیگی! بعد... بعد دیگه مجازی هر کاری دوست داری انجام بدی!![نیشخند]

آمیدا

از اینکه سری به ما زدید وقدم بر دیدگان گذاشتید ممنون. البته چند صفحه وب به اینجانب تعلق دارد که می توانید با همین اسم سرچ کنید .وبلاگ قشنگی داریدوموضوعی که برای وبتان اختصاص دادید جالب است.بازهم به ما سر بزنید وما را از نظرات سازنده ی خودتان بی بهره نگذارید با تشکر آمیدا

پرویز

bar pedare ahmadi nejad lanat az vaghti omade kerman ma ye rooze khosh nadarim vase hamine ke dir hozor residam azizaaaam sharmande

گندم

دربرابر تقدیر الهی مانند کودکی باش که وقتی اورابه اسمان می اندازی می خندد چون ایمان دارد کسی او را خواهد گرفت[گل] سپاس فراوان از حضورت

بردیا

خیلی خوبه....ما منتظریم...[گل][گل]

خموش

درود مرسی که به کوچه ی دلتنگ من سر زدی! یه نصیحت واسه نوشتن: هیچ آدابی وترتیبی مجوی هرچه میخواهد دل تنگت بگوی (حضرت مولانا)

محمد حسین

سلام مریم خانوم ببخشید دیر اومدم.سرعت اپت فراتر از نوره[لبخند] الان اون سخن بالایی رو خوندم .و خوشم اومد.موافقم.دل نشینه و کمی تلخ[گل]