سرنوشت و آرزو

جایی جمله ی قشنگی خواندم که حیفم اومد براتون نگذارم.

 

 

روزی انسان ازپروردگار پرسید:


خدایا اگرهمه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فایده ای دارد؟


پروردگارخندید و گفت:شاید من نوشته باشم هرچه آرزو کرد...

/ 6 نظر / 4 بازدید
یوسف

گاهـ ـی حجـ ـم ِ دلــــتنـگی هایـ ـم آن قــَ ـــ ـدر زیـاد میشود که دنیــــا با تمام ِ وسعتش برایـَم تنگ میشود ... ... دلتنــگـم... دلتنـــــگ کسی کـــــه گردش روزگــــارش به من که رسیــــد از حرکـت ایستـاد... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید... دلتنگ ِ خود َم... خودی که مدتهــــ ــــ ــاست گم کـر د ه ام ... گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم حالا یک بار از شهر می رویم یک بار از دیار … یک بار از یاد … یک بار از دل … و یک بار از دست...

یوسف

تمام روزها روی تنهاییم راه می روم به همه جا نگاه می کنم مدام خورشید از لای پنجره نمی تابد به اتاق و پروانه پریدن را لای کتاب جا گذاشته است ای کاش می توانستم آبی آسمان رابیاورم توی شعرم ای کاش دوستم می داشتید![گل]

صدف

سلام دوست عزیز وب جالبی داری موفق باشی[قلب]

مهدی

چه قدر قشنگ بود. [لبخند][گل]

ح

خیلی حیف بود وزیبا