بعضی ها....

این متن رو هم نمیدونم از کی هست... ولی به نظر خودم زیبا اومد... پس میگذارم براتون

 

 

 

بعضی ها را ، هرچقدر هـم که بخواهی "تمام" نمی شوند..

همش به آغوششان بدهکار میمانی...

حضورشان "گـرم" است...

سکوتشان خالی میکند دل ِ آدم را...

آرامش ِ صدایشان را کم می آوری...

هر دم ، هر لحظه ، "کم" می آوریشان !!!

/ 20 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرانا

سلام با تاخیری اجباری حضورتون رسیدم... با "یه آپ ناخواسته" به روزم... خوشحال میشم یه کوچولو سری به وبم بزنید.. بی صبرانه منتظر شما دوست عزیزم هستم.. شاد و خندان باشید همیشه...

آتی

هر چی نگاهشون کنی هم تکراری نمیشن [گل] ممنون قشنگ بود

راحله

یکم پیچیده بود و البته قشنگ....[گل]

برایم بمان

[گل]

برايم بمان

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که می شد نقش ها جان می گرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود می شدم پروانه، خوابم می پرید خواب هایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوچی نبود بازی ما جفت و طاقی ساده بود قهر می کردم به شوق آشتی عشق هایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود قیصر امین پور

m.r.p

وقتی که دلت پیش دلم بدگرو/دامان من راسخت گرفتی که نرو/حالاکه دلت به دیگری شدمایل/کفش کج من جفت نمودی که برو؟ سلام بهم سربزن منتظرم

برایم بمان

نوجوانی درخت کاج مثل من توی باغچه گذشت با عقب نشینی حیاط کاج توی کوچه رفت و هیچ وقت برنگشت ... سالهاست شعرهای من به یاد او درست می شوند نامه های من به اسم کوچه ، اسم کاج پست می شوند او ولی توی کوچه خشک ایستاده است خانه ی مرا به یک پرنده هم نشان نداده است ... غلامرضا بکتاش

قلم دوش

آره واقعا قشنگ بود گاهی آدم همیشه مدیون می مونه!

قلم دوش

منم توی وبم انتخابات راه انداختم

نگار

از چشم یا آسمان فرقی نمی‌کند باران وقتی بر زمین افتاد دیگر باران نیست --------------------- با "دست بر آستانه دوست "به روزم