غزل پنجره

36-4-2.jpg

.

یک کلبه خراب و کمی پنجره

یک ذره آفتاب و کمی پنجره

 

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ

آیینه بود و آب و کمی پنجره

 

در این سیاه چال سراسر سوال

چشم و دلی مجاب و کمی پنجره

 

بویی ز نان و گل به همه می رسید

با برگی از کتاب و کمی پنجره

 

موسیقی سکوت شب و بوی سیب

یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

 

"قیصر امین پور"

/ 32 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قلم دوش

[دست] آفرین به قیصر با این شعر قشنگش و آفرین به تو با این انتخاب قشنگت خیلی قشنگ بود

خموش

ممنون از حضورت حرفات بهم دل گرمی میده![لبخند]

تنهاى شب

سلام؛ داشتم رد ميشدم، گفتم همينجورى يه کامنت بذارم!!!

مانلی

مسوز اینچنین گرم در خود مسوز مپیچ اینچنین تلخ بر خود مپیچ كه گر دست بیداد تقدیر كور تو را می دواند به دنبال باد مرا می دواند به دنبال هیچ نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن نه یار جوان نه باده صاف كهن خواهم كه به خلوتكده ای از همه دور "من باشم و من باشم و من باشم و من " مهدی اخوان ثالث

قلم دوش

چشم یکتا جون حتما لینکدانلودش رو میذارم

گل آبی

من واقعا شعر های قیصر رو دوست دارم خدا رحمتشون کنه مریم جون ممنون از حضورت[گل] بازم به دیدنم بیا

SiNA Hp (باران عشق)

سلام ممنون از حضورتون[گل] مطالب وبلاگتون خیلی دوست داشتنی هست[گل]

رضا

چی بگم تادردم رو بفهمین شما دخترا کاش قلب ها در چهره ها بود شب خوش